loading...
مجله سرگرمی تفریحی جذاب آنلاین
آخرین ارسال های انجمن
امیر بازدید : 1430 چهارشنبه 25 تیر 1393 نظرات (1)
داستان جالب شکل تعریف کردن چیزی
 
1- دو تا خانم تو محل کارشون داشتند با هم صحبت می کردند ...
 
اولی : دیشب، شب خیلی خوبی برای من بود. تو چه طور؟
دومی : مال من که فاجعه بود. شوهرم وقتی رسید خونه ظرف سه دقیقه شام خورد و بعد از دو دقیقه رفت تو رخت خواب و خوابش برد. به تو چه جوری گذشت ؟
اولی : خیلی شاعرانه و جالب بود. شوهرم وقتی رسید خونه گفت که تا من یه دوش می گیرم تو هم لباساتو عوض کن بریم بیرون شام. شام رو که خوردیم تا خونه پیاده برگشتیم و وقتی رسیدم منزل شوهرم خونه رو با روشن کردن شمع رویایی کرد.
 
2- گفت وگوی همسران این دو زن :
 
شوهر اولی : دیروزت چه طوری گذشت ؟
شوهر دومی : عالی بود. وقتی رسیدم خونه شام روی میز آشپزخونه آماده بود. شام رو خوردم و بعدش رفتم خوابیدم. داستان تو چه جوری بود ؟
شوهر اولی : رسیدم خونه شام نداشتیم، برق رو قطع کرده بودند چون صورت حسابشو پرداخت نکرده بودم بنابراین مجبور شدیم بریم بیرون شام بخوریم. شام هم بیش از اندازه گرون تموم شد و مجبور شدیم تا خونه پیاده برگردیم. وقتی رسیدم خونه یادم افتاد که برق نداریم و مجبور شدم چند تا شمع روشن کنم ...
 
نتیجه اخلاقی :
 
این که اصل داستان چیه، مهم نیست . شکل ارائه شما مهمه ...
ارسال نظر برای این مطلب
این نظر توسط پینار در تاریخ 1393/04/25 و 11:17 دقیقه ارسال شده است

ﺗﻤﺴﺎﺡ ﺭﻭ ﻫﺮﻭﻗﺖ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺑﮕﯿری
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ محترمانه میترکونتت! !!! :دی


کد امنیتی رفرش
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 3166
  • کل نظرات : 861
  • افراد آنلاین : 3
  • تعداد اعضا : 2208
  • آی پی امروز : 121
  • آی پی دیروز : 153
  • بازدید امروز : 766
  • باردید دیروز : 882
  • گوگل امروز : 2
  • گوگل دیروز : 2
  • بازدید هفته : 5,276
  • بازدید ماه : 14,848
  • بازدید سال : 122,593
  • بازدید کلی : 13,401,714
  • کدهای اختصاصی